.
وجود انسان از دو بخش تشکیل يافته است :
1 - جسم 2 - جان ( روح )
جسم انسان به واسطه آب زنده و حي است چرا كه « و منالماء كل شي حي» همه چيز از آب حي و زنده است. طبيعي است كه اگر آب نباشد بسياري از موجودات از جمله انسان از بين ميرود چرا در كوير انسانها نميتوانند زندگي كنند؟ دليلاش نبود آب است فلذا ميبينيم هركجا آب هست آباديها، شهرها و .... رونق داشته و حيات هم در آنجا جاري است. پس آب حيات جسم انسان، آب داخل ليوان است. جان انسان هم آب حياتي دارد آب حيات جان انسان وحي الهي ( قرآن و احاديث) است براي روشن شدن مطلب ناچار بايد مقدمهايي را معروض دارم .
ميدانيم كه حيات انواع و اقسامي دارد :
1 - حيات جمادی :
براساس معارف قرآني هيچ شئی بيجان نيست هر موجودي از حيات شأن خود برخوردار است حتی جمادات نيز براي خود حياتی دارند. به دليل آية شريفه كه ميفرمايد :
« و ان من شئ الا يسبح بحمده و لكن لاتفقهون تسبيهم» يعني هيچ موجودي نيست مگر اينكه خداوند متعال را تسبيح گفته و به حمد او مشغول است لكن شما انسانها تسبيح آنها را نميتوانيد بدانيد.
از اين آيه شريفه برداشت ميشود كه همه موجودات عالم حتی جمادات نيز براي خود حیاتی دارند و بايد توجه داشته باشيم كه حيات آنها، حيات مناسب با شأن وجودي خودشان است .
2 - حيات نباتی :
بسياري از موجودات ديگر از حيات نباتی به معناي رشد و نمو برخوردارند كه در اين حيات گياهان، حيوانات و حتي انسان با هم مشترك هستند يعني همانطور كه گياهان رشد ميكنند و يك حبه با سير مراحل رشد به يك درخت تناور تبديل ميشود حيوانات نيز از يك نطفه تبديل به يك موجود غول پيكر ميشود. انسانها نيز داراي حيات نباتي بوده و از يك نطفه ناچيز آغاز و تبديل به علقه و مضغه ، جنين، كودك، نوجوان، جوان، ميان سال و بزرگسال ميشود و جمادات از اين حيات برخوردار نميباشند .
3 - حيات حيوانی :
عدهاي ديگر از موجودات از حيات حيواني به معناي زيست براساس غريزه برخوردار هستند كه اين نوع موجودات را غرايز رهبري و هدايت ميكنند. روشن است كه در اين نوع حيات، حيوانها و انسانها با هم مشترك هستند كه در حيوان ميتوان گفت همة حركات و سكنات با هدايت غريزه صورت ميگيرد ولي انسانها در بخشي از وجودشان براساس غريزه هدايت ميشود كه در اين ميان به غريزة حب ذات، حب فرزند، حب به بقاء، غريزه جنسي و .... ميتوان اشاره كرد. جمادات و نباتات از حيات حيوانی بیبهرهاند .
4 - حيات انسانی :
چهارمين نوع حيات، حيات انساني است كه مرتبة آن برتر و بالاتر از حيات حيواني است. اگر انسانها وارد حيات انساني نسوند در حيات حيواني خواهند ماند. شايد براين اساس است كه قرآن ميفرمايد:
« اولئك كالانعام بل هم ... اگر قرآن كريم عدهايي را همانند حیوان می داند در واقع نمی خواهد به انسانها توهین کند بلکه پرده از حقیقت برخی از انسانها بر می داردکه اگر چه به ظاهر در شکل و قیافه انسان هستند ولی در واقع همانند چهار پایان هستند یعنی مثل چهارپایان براساس غرایز زندگی می کنند.براساس آموزه هایقرانی انسانها زمانی از زیست حیوانی به سوی حیات انسانی گام بر می دارد که معارف دین را بپذیرد وبه آنها عمل کند .
يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ اسْتَجِيبُواْ لِلّهِ وَلِلرَّسُولِ إِذَا دَعَاکُم لِمَا يُحْيِيکُمْ وَاعْلَمُواْ أَنَّ اللّهَ يَحُولُ بَيْنَ الْمَرْءِ وَقَلْبِهِ وَأَنَّهُ إِلَيْهِ تُحْشَرُونَ
ای کسانی که ایمان آورده اید ، خدا را اجابت کنید و نیز پیامبر را آن گاه که شما را به اسلام که موجب حیات شماست فرا می خواند و بدانید که خدا میان آدمی و قلب او حایل می شود و بدانید که همگان به سوی او روانه می شوید و در حضور او گرد می آیید .
از این آیه شریفه اینگونه استفاده می شود که دعوت خدا ورسول عامل حیات انسان است یعنی انسانها از این نوع حیات برخوردار نبودند وبا قبول دعوت خدا و رسول (دین) به این حیات مشرف می شوند.معلوم می شود که انسان قبل از پاسخ مثبت دادن به دین وقبل از قبول دین در واقع این حیات را نداشته ولی بعد از پذیرش دین آن را بدست می آورد که ما از آن به حیات انسانی تعبیر می کنیم .
به عبارت دیگر انسان تا دین را نپذیرفته وبر اساس آن زندگی فردی واجتماعی خود را تنظیم نکرده براساس زیست حیوانی ادامه حیات می دهد ولی با پذیرش دین زنده می شود يُحْيِيکُمْ به زندگی انسانی که مرحله چهارم حیات است .لذا آموزه های قرآن و فرمایشات معصومین(ع) ودر یک کلمه وحی الهی روح و جان ها را زنده می کنند .
پس اگر آب حیات جسم ما آب داخل لیوان است آب حیات جان وروح ما هم وحی الهی است .
به استحضار مراجعه کنندگان به سایت می رساند که به این دلیل نام این بخش را " آب حیات جان "نامیده ایم و طبعا در این قسمت از آیات برگزیده وروایات معصومین (ع) استفاده خواهیم کرد و ازآنها توشه حیات برخواهیم چید. انشاالله .
تشبیه همسر به لباس
« هُنَّ لِبَاسٌ لَّکُم وَ انتُم لِبَاسٌ لَّهُنَّ » سوره بقره آیه 187
ترجمه: زنان لباس برای شما وشما (مردان) لباس برای زنان هستید .
درتشبیه همسر به لباس نکات ولطایف بسیاری نهفته است از جمله :
1 - باید لباس در طرح ورنگ وجنس مناسب انسان باشد همسر نیز باید هم کفو انسان ومتناسب با فکر وشخصیت انسان باشد .
2 - لباس مایه زینت وآرامش است همسر وفرزند نیز مایه ی زینت وآرامش خانواده است .
3 - لباس عیوب انسان را می پوشاند هر یک زن ومرد نیز باید عیوب ونارسایی های یکدیگر را بپوشانند .
4 - لباس انسان را از خطر سرما وگرما حفظ می کند وجود همسر نیز کانون خانواده را از آسیب ها حفظ وآن را گرم وزندگی را از سردی می رهاند .
5 - لباس حریم انسان است ودوری از لباس مایه ی رسوایی دوری از ازدواج وهمسر نیز سبب انحراف ورسوایی انسان می گردد .
6 - در هوای سرد لباس ضخیم ودر هوای گرم لباس نازک استفاده می شود هر یک از زن ومرد نیز اخلاق ورفتار خود را متناسب با نیاز روحی طرف مقابل تنظیم کند .
اگر مرد عصبانی است زن با لطافت با او برخورد کند واگر زن خسته است مرد با او مدارا کند .
7 - انسان باید لباس خود را از آلودگی حفظ کند هر یک از دو همسر نیز باید دیگری را از الوده شدن به گناه حفظ نماید .